مصاحبه با آقای امید عسگری در اولین فراخوان BCI

تاریخ : ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

تعداد بازدید : ۱۰۴۰

1.5 امتیاز از 2 رای
نسخه چاپی
موضوعات :

در ادامه مصاحبه تخصصی مرکز راهبردی فناوری‌های همگرا با یکی از صاحبان ایده در اولین فراخوان رابط مغز و رایانه (BCI)، امید عسگری از تیم H2H آمده است:

1- لطفاً طرح خود را در چند پاراگراف معرفی بفرمایید.
ایده ما ایجاد یک پلتفرم موقعیت‌های شغلی است تا به سازمان‌ها در یافتن نیروی انسانی کمک کند. این پلتفرم بر اساس چند آیتم بسیار مهم در یافتن، توسعه و معرفی نیروها به سازمان‌ها کمک می‌کند. یکی از این ‌آیتم‌ها آزمون‌های استاندارد شخصیت‌شناسی است که میان‌رشته‌ای و روان‌شناختی هستند. از جمله این آزمون‌ها می‌توان به ام‌بی‌تی‌آی و دیسک اشاره کرد. سه آزمون نیز توسط خود ما به این مجموعه 13 آزمونی اضافه شده است که حاصل تحقیقات بنده در زمینه نورومارکتینگ است. این 3 آزمون شامل تأثیر گروه خونی روی مشارکت افراد در سازمان، هورمون‌شناسی و مزاج‌شناسی و تناسب آن با شغل است. آیتم دیگر به تحلیل سنجه‌های علوم اعصاب و امواج مغزی و امواج بیوریتم فرد همچنین ردیابی چشم در حین کار می‌پردازد و عملکرد این آیتم رابطه نزدیکی با حوزه BCI دارد. مجموع این موارد بسته‌ای را در اختیار سازمان قرار می‌دهد که می‌تواند به کمک نتایج آن، یک فرد را برای یک موقعیت سازمانی انتخاب کند.
فرض بفرمایید سازمانی در حال استخدام نیروست. صد رزومه برایش می‌فرستند و مدیر منابع انسانی وقت ندارد که همه را بررسی کند. ضمن این‌که در این بررسی، دقت و تخصص بالایی نیاز است. سیستم ما به آن سازمان کمک می‌کند تا آن صد نفر را به 5 نفر برساند و مدیر منابع انسانی از میان 5 نفر، یک فرد را انتخاب کند.

2- آیا می‌توانید کمی بیشتر در خصوص رشته تخصصی‌تان توضیح دهید.
بخشی از کاری که بنده انجام می‌دهم، میان‌رشته‌ای است. در درجه اول نورولیدرشیپ است که از علوم اعصاب در رهبری سازمان و افزایش بهره‌وری و اثربخشی کارگروه‌های آن استفاده می‌کند. ترکیب گروه‌های خونی افراد در سازمان یا مثلا این‌که دو نفر با خصلت رهبری نمی‌توانند در یک گروه باشند، در این رشته مورد بررسی قرار می‌گیرد. بحث دیگر نورومارکتینگ و نوروبرندینگ است. این دانش رفتار مصرف‌کننده را بررسی می‌کند.
در نورواَدوِرتایزینگ، نوروپکیجینگ و آنالیز وب‌سایت‌ها، اتفاقی که به صورت ناخودآگاه برای کاربران می‌افتند، بررسی می‌شوند. در واقع، مسئله این است که این افراد به چه چیزی فکر می‌کنند و دکمه خرید مغز مشتری کجاست؟ ایراد سازمان‌های فعلی این است که فکر می‌کنند خرید کاربران امری خودآگاه است، درحالی‌که که اینطور نیست. مغز سه لایه دارد و قسمت تصمیم‌گیرنده برای خرید یا سایر فعالیت‌ها، مغز کهنه یا مغز خزنده (reptilian brain) است. تحلیل هورمون‌سازی را نیز از همین جهت مطرح کردیم، چراکه هورمون‌ها هم مثل مغز خزنده از بدو تولد با ما شکل می‌گیرند.

3- تیم شما متشکل از چه افرادی و چه تخصص‌هایی است؟ آیا شرکتی را ثبت کرده‌اید؟
نگاه بنده ایجاد ساختار یک SBU مستقل است. تخصص من بازاریابی و رفتار مصرف‌کننده با گرایش نورو و بین‌رشته‌ای است. بخش فنی و علمی و مفهوم‌سازی کار با من است. یکی دیگر از دوستان دارای مدرک کارشناسی ارشد از یکی از مدرسه‌های کسب‌وکار هلند در رشته مدیریت مالی است و بخش پیش‌بینی سود و زیان و مدیریت مالی را انجام می‌دهد. چند نفر فنی با پایه فناوری در تیم هستند و کدنویسی پلتفرم را جلو می‌برند. دوست دیگری تخصص سیگنال‌ها و مدل‌سازی آن‌ها را دارند. برای حل مسائل نیز یک متخصص فیزیک در تیم داریم. بنابراین تمامی تخصص‌های مورد نیاز در قالب یک شرکت کنار هم آمده‌اند.

4- آیا این طرح را در لوای شرکت خود انجام می‌دهید؟
نه. در لوای یک استارت‌آپ آورده‌ایم؛ چون عقیده‌ام این است که اگر این طرح در لوای شرکت تعریف شود، سرعت پیشرفت مطلوب خود را از دست می‌دهد؛ در حال حاضر به دنبال این هستیم که طرح توسط داوران چکش‌کاری شود و ایرادهایش گفته شود. لازم به ذکر است که هفته پیش همین طرح در استارت‌آپ ویکند دانشگاه آزاد قزوین اول شد و استقبال خوبی هم برای سرمایه‌گذاری دیده شد. در این فراخوان با توجه به رویکرد تخصصی BCI، به دنبال بررسی تخصصی‌تر هستیم. در واقع داوران حوزه BCI بیشتر می‌توانند به ما کمک کنند؛ در رویداد قبلی بین 69 ایده، ایده برتر شدیم و دفاع کردیم، اما ذره‌بین اینجا خیلی قوی‌تر است.

5- در حال حاضر از چه فناوری‌هایی در این طرح استفاده کرده‌اید؟
در طرح ما از علوم و فناوری‌های همگرا شامل علوم شناختی، فناوری اطلاعات و فناوری زیستی استفاده شده است. در آینده، از فناوری نانو هم استفاده خواهد شد علوم شناختی هسته اصلی کار را تشکیل می‌دهند. از فناوری اطلاعات در ساخت سخت‌افزار اَپ مبتنی بر وب استفاده کرده‌ایم. همچنین از حوزه ‌فناوری زیستی در حسگرهای بایومتریک استفاده شده است.

6- مشتریان و بازار هدف شما چه کسانی خواهند بود؟
در حال حاضر هم رویکرد B2B و هم B2C را در برنامه خود داریم. در رویکرد B2C، محصول کاملا رایگان در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. دانشجویان مقطع کارشناسی به عنوان 60 درصد از دانشجویان کل کشور و 40 درصد بیکاران قشر دانشجو در این رویکرد لحاظ شده‌اند. دانشگاه‌ها نیز در این رویکرد قرار می‌گیرند.
از نظر من موفقیت در این عرصه سه ضلع دارد. دولت، دانشگاه، صنعت. در کشورهای پیشرفته این سه ضلع با هم همپوشانی و همگرایی دارند. تلاش ما این است که فاصله میان این سه ضلع کاهش یابد و فارغ‌التحصیلان شایسته و لایق دانشگاه، نیاز بازار را بدانند. رساندن محصول به دست مشتری در این رویکرد بسیار راحت است و مشتری‌های‌مان سازمان‌های خصوصی و کسب‌وکارهای کوچک هستند.

7- به نظر شما، قابلیت فروش این محصول چه در ایران و چه در خارج از کشور به چه میزان است؟
برای خارج از کشور باید مقداری هوشمندانه‌تر برخورد کنیم؛ چون آن‌ها در این حوزه جلوتر هستند و شرایط استراتژیک محیطی ما با اتحادیه اروپا و آمریکا فرق دارد. قوانین کار فرق دارد و ما می‌خواهیم این مدل را با شرایط ایران تطبیق دهیم. پس محصول باید اینجا پایلوت و تست شود و ایراداتش مشخص گردد. بعد پروپوزالی به آنجا برود و روی چند شرکت امتحان شود و بازخورد گرفته شود. حتی می‌توانیم این فناوری را صادر کنیم. آن‌ها در آموزن‌هایشان مزاج‌شناسی ندارند، اما ما طبق طب ابوعلی سینا، مزاج‌شناسی و تناسب شغل با مزاج افراد را هم درگیر می‌کنیم. کسی که مزاج دم دارد، نباید در بخش صف سازمان مانند باجه بانک‌ها کار کند؛ چون کنترل بر خود را راحت از دست می‌دهد. سیستم هوش مصنوعی نیز به کمک ما می‌آید. اما باید کمیته‌ای شامل نوروسایکولوژیست، متخصص منابع انسانی و متخصص دیتا، دور یک میز بنشینند و درباره نتایج نظر بدهند تا خطای ماشین گرفته شود؛ چون این ماشین هرچقدر فناورانه و پیشرفته باشد، باز هم ماشین است و ما انسانیم.

8- چه حمایت‌هایی از جانب دولت می‌تواند به توسعه محصول شما کمک کند؟
به هر نوع حمایتی تا جای ممکن نیاز داریم. این طرح بر پایه فناوری است و می‌تواند نظام استخدامی کشور را متحول کند. اگر سازمان‌ها پیشقدم شوند و جبهه نگیرند و به این طرح بپیوندند و ایراد کار ما را بگویند، کار جلو می‌رود. چون شرایط سازمان‌ها متفاوت است و می‌توانند به ما ایده بدهند که برای فلان صنعت، کدام آیتم‌ها اهمیت بیشتری دارند. ما می‌توانیم با ساتفاده از این اطلاعات، مدل را توسعه دهیم. پس اولین درخواست این است که جبهه نگیرند؛ چون ما نیامده‌ایم نان کسی را بِبُریم، بلکه برای هم‌افزایی و همکاری آمده‌ایم.
تیم‌سازی خیلی مهم است. منابع مالی خیلی مهم است. از همه مهم‌تر این است که ما را باور داشته باشند. من کشورم را عاشقانه دوست دارم و دوست دارم کشورم پیشرفت کند. من خارج از کشور درس خوانده‌ام و همیشه در رفت و آمدم، ولی عاشقانه کشورم را دوست دارم. بچه‌های دیگر هم با همین انگیزه دور هم جمع شده‌اند که با انتقال دانش باعث پیشرفت کشور شوند، وگرنه نه کسی به ما پول می‌دهد و نه هیچ حمایتی وجود دارد. البته برخی حمایت‌ها مثل همین فضا وجود دارد، اما حمایتی که منجر به تغییر شود، نیست. می‌گویند رفتار تا وقتی که منجر به تغییر نشود، رفتار حساب نمی‌شود. از قدیم هم گفته‌اند به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست.

9- انگیزه شما از راه‌اندازی یک کسب‌وکار و ورود به حوزه کارآفرینی چیست؟
دلیلش این است که کشورم را دوست دارم و از نظر من کشور نجات پیدا نمی‌کند، مگر با کارآفرینی. در کشوری مثل هلند، نه یک دهم نیروی انسانی و نه منابع طبیعی ما را دارند، اما به تمام دنیا فناوری صادر می‌کنند و این بسیار ارزشمند است و با کارآفرینی شکل می‌گیرد. این سه ضلع دولت، دانشگاه، صنعت خیلی مهم است، اما در ایران هرکسی ساز خودش را می‌زند. من دانشگاه‌ها را رصد می‌کنم. استاد چیزی می‌گوید و صنعت چیز دیگر.

10- به نظر شما دانشگاه چقدر در مسیر رشد شما مؤثر بوده است؟
بیشتر از تحصیلات و دانشگاه، باور انسان مهم است. البته منابع ما در هلند به لحاظ کار پژوهشی و علمی غیر قابل قیاس با ایران است، ولی باز هم همان انگیزه مهم است. چشم‌انداز مهم است که جا نزنید. من لیسانسم را از دانشگاه آزاد گرفتم. جزء باشگاه پژوهشگران هم بودم، ناملایمت‌هایی را دیده‌ام، اما باز هم کشورم را دوست دارم و انتقال دانش را انجام می‌دهم. خیلی از دوستان ما به علت این مسائل پوچ می‌روند، درحالی‌که کشور کلی سرمایه‌گذاری کرده است. کلی خون دل خورده است. استادان خون دل خورده‌اند تا فردی به دانشی رسیده است، اما الان کشورهای دیگر از دانش این افراد استفاده می‌کنند. ایرانی‌ها در هلند را اداره می‌کنند. من خیلی‌ها را در فیلیپس می‌شناسم که کارآفرینی درون سازمانی داشته‌اند. این هم نکته مهمی است. سازمان‌های ما باید به کارآفرینی درون‌سازمانی برسند؛ یعنی نترسند و ایده را نکشند. شاید همان ایده یک راه‌حل باشد.

11- آیا توانایی پیشبرد این طرح به صورت انفرادی را هم داشتید؟

نه. هیچ‌وقت یک دست صدا ندارد.

12- به نظر شما کسب‌وکارهای نوین چه تفاوتی با کسب‌وکارهای سنتی دارند؟
اکوسیستم این دو با هم فرق دارد. اگر اکوسیستم را نشناسید، نمی‌توانید کاری انجام دهید. اصلا ادبیات فرق دارد. اما بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی در حال انتقال به کسب‌وکارهای دانش‌بنیان هستند. اگر با محیط تغییر نکنید، محیط شما را تغییر می‌دهد.

نظر شما